تبليغاتX
خاتمی شناسی!

  مردم کاشان هم عليه خاتمي طومار امضا کردند

 

 

طومار شکايت از سيد محمد خاتمي به دليل انتشار افکار ليبرالي و ارتکاب اعمال خلاف شرع توسط مردم کاشان خطاب به دادگاه ويژه روحانيت امضا شد.

 

به گزارش رجانيوز، در اين طومار که با اشاره به فرازي از بيانات امام راحل (ره) آغاز شده، آمده است: صدمه اي كه اسلام از آخوندهاي فاسد مي خورد از محمدرضا (شاه ملعون) نمي خورد. امام خميني (ره) جايگاه باعظمت روحانيت شيعه همواره در طول تاريخ هزار ساله خود از طرف دشمنان اسلام مورد تهاجم و تخريب قرار داشته است .اما آن چنان كه برخي افراد نالايق از درون اين نهاد مقدس در تضعيف و تخريب آن موثر بوده اند هيچ دشمني از بيرون نتوانسته به شان و موقعيت بالاي علماي اسلام ضربه وارد كند.

 

در بخش ديگري از اين طومار که روز جمعه به امضاء نمازگزاران کاشاني رسيده، با اشاره به خطر ورود افراد سست عنصر و منحرف در كسوت مقدس روحانيت كه نه تنها شان و منزلت روحانيت شيعه را، بلكه اساس اسلام و نظام اسلامي را تهديــد مي كند، افزوده شده است: بر همگان واجب است كه در مقابل فساد و انحرافات كساني كه دامنه فساد و انحرافشان به حيثيت اصل اسلام و آبروي تمامي مسلمين لطمه وارد مي كند ، حساسيت بيشتري نشان دهند.

 

امضاکنندگان اين طومار در ادامه با غيرقابل مسامحه دانستن انتشار تفكر ضد ديني و القاء ترديد در ولايت مطلقه اميرمومنان علي (ع)، ترويج پلوراليسم دينـــــي، ارتكــاب اعمــــــــالي خــــلاف شــــــرع همچون دست دادن با زنان و دخـــتران نيمه عريـــان در سفرهاي خارجي و نشستن تنگاتنگ و تقريباً مماس با خبرنگار زن نيمه عــريان به نحوي بــسيار زننـــده از طرف فردي كه هشت سال رياست جمهوري اين مملكت اسلامي را بر عهده داشته است، تأکيد کرده اند: ما امضاء كنندگان ذيل بدينوسيله اعتراض و انزجار خود را از اينگونه اعمال و افراد اعلام كرده و از مسئولين كشور و جامعه محترم مدرسين حوزه علميه قم و دادگاه ويژه روحانيت مي خواهيم موضوع را بررسي و با برخورد قاطع و سريع خود مانع گسترش چنين انحرافات و بدعتهايي شوند.

+ نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 و ساعت 15:37 |

طومار 30 متری نمازگزاران جمعه قم در اعتراض به خاتمی

 روز گذشته هم زمان با برگزاری نماز جمعه شهر مقدس قم، یک طومار 30 متری در اعتراض به برخی اقدامات سید محمد خاتمی به امضاء نمازگزاران و زائران رسید.به گزارش رجانیوز، در این طومار که با جمله ای از امام راحل (ره) مبنی بر اینکه " صدمه ای که اسلام از آخوند های فاسد می خورد از محمد رضا (شاه ملعون) نمی خورد"، آغاز شده، می افزاید: جایگاه با عظمت روحانیت شیعه همواره در طول تاریخ هزار ساله خود از طرف دشمنان اسلام، مورد تهاجم و تخریب قرار داشته است اما آن چنان که برخی افراد نا لایق از درون این نهاد مقدس در تضعیف و تخریب آن موثر بوده اند هیچ دشمنی از بیرون نتوانسته به شأن و موقعیت بالای علمای اسلام ضربه وارد کند.

در ادامه این طومار با هشدار نسبت به خطر ورود افراد سست عنصر و منحرف در کسوت مقدس روحانیت، بر بروز حساسیت ویژه در مقابل انحرافات و مفاسدی که دامنه آن حیثیت اسلام و مسلمین را تهدید می کند، تأکید شده است.امضاکنندگان این طومار با انتقاد شدید از دست دادن خاتمی در لباس روحانیت، با زنان و دختران ایتالیایی و نشستن تنگاتنگ و زننده با گزارشگر تلویزیونی، این رفتارهای خلاف شرع را در ادامه تفکرات ضد دینی، القاء تردید در ولایت مطلقه امیر مومنان علی علیه اسلام و ترویج پلورالیـــسم دینی دانسته و آن را قابل اغماض  و مسامحه ندانسته اند.امضاکنندگان همچنین با تأکید بر ضرورت جلوگیری مسئولین از انجام سفرهایی که حاصلی جز تضییع بیت المال و کسر شأن و منزلت نظام مقدس جمهوری اسلامی ندارد، خواستار اقدام قاطع و سریع جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و دادگاه ویژه روحانیت و ممانعت از گسترش چنین بدعتها و انحرافاتی شده اند.

این گزارش حاکیست، طومار مذکور با گذشت دقایقی از نماز جمعه قم، آماده امضاء نمازگزاران و زائران گردید و در پایان نماز نیز، به دلیل استقبال اقشار مختلف طلاب، فضلا و مردم قم، بر تعداد امضاها افزوده شد. همچنین تلاش برخی نیروهای امنیتی برای جلوگیری از امضاء طومار و متفرق کردن امضاکنندگان، بی نتیجه ماند. منبع:http://www.rajanews.com/News/?12655

+ نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 و ساعت 15:21 |

  با امضاء طوماری خطاب به جامعه مدرسین و دادگاه ویژه روحانیت:
شکایت بیش از پنج هزار طلبه از خاتمی

  بیش از 5 هزار نفر از طلاب حوزه علمیه قم با امضا طوماری خطاب به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و دادگاه ویژه روحانیت، خواستار واکنش این 2 نهاد نسبت به بدعت گزاری سید محمد خاتمی در مصافحه با زنان نامحرم شدند. 

به گزارش رجانیوز، در این طومار که پس از نماز جماعت مدرسه فیضیه در معرض امضاء طلاب قرار گرفته است، با اشاره به نقش ویژه و بازدارنده علمای شیعه در طول تاریخ اسلام در مقابل انحرافات و بدعت ها، افزوده شده است: «تاریخ اسلام گواهی می‌دهد که علماء شیعه در هر زمان با بصیرت، غیرت و اقدامات مناسب معارف ناب اهل‌بیت را پاسداری نموده و در مقابل اهل تحریف، بدعت‌گذاران و نفوذی‌ها با کمال اقتدار ایستادگی نمودند چرا که آنان خطر نوکران شیطان در لباس روحانیت را به خوبی درک کرده بودند. در چند دهه‌ی گذشته اگر بخواهیم تشکلی کارشناس و شجاع و مبارز را نام ببریم، بهترین مصداق آن جامعه مدرسین و فقهای آگاه آن بوده است. اکنون این مجموعه‌ی پربرکت بایستی به وظیفه‌ی دینی و انقلابی خویش بیش از پیش عمل نموده و حساسیت لازم را نسبت به انحراف‌ها و توهین‌ها به احکام و فقه مقدس اسلامی نشان دهد.»

 امضا کنندگان این طومار همچنین دست‌دادن خاتمی با چند زن و دختر ایتالیایی و نشستن تنگاتنگ و تقریباً مماس با خبرنگار زن به نحو بسیار زننده و نیز فشردن بازوی دختر جوان ایرانی و... را وهنی مسلم و بدعتی آشکار تلقی کرده اند.در این طومار به اظهار نظرهای برخی افراد همچون فاضل میبدی (از جایگاه یک اسلام‌شناس) در توجیه رفتارهای خاتمی نیز اشاره و خطاب به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، افزوده شده است:«اکنون مردم مسلمان و حوزه‌های علمیه در انتظار واکنش علنی و مقتدارنه از جامعه محترم مدرسین هستند. آیا وقت آن نرسیده که جامعه‌ی مدرسین از دادگاه ویژه و مدعی‌العموم بخواهند تا در قبال این مسائل که وهن مسلم به جامعه روحانیت و بدعت آشکار در دین اسلام است به وظیفه خود عمل کند؟»

 در بخش دیگری از این طومار خطاب به دادگاه ویژه روحانیت آمده است: «همانگونه که مستحضرید دادگاه ویژه روحانیت از سوی حضرت امام (ره) در جهت حفظ شأن و جایگاه روحانیت و مبارزه با منحرفان و افراد فاسدی که در این لباس به دین و ارزش‌ها خیانت می‌کنند، تأسیس شده است، این حرکت در برهه‌ای توانسته است با افراد فاسدی چون یوسفی اشکوری و عبدالله نوری و... برخورد مناسبی داشته باشد ولی مع‌الاسف مدتی است که نسبت به انحرافات و بدعت‌ها سکوت کرده و هیچ اقدامی صورت نمی‌دهد. براستی دادگاه ویژه در برابر بدعت‌گزاران در دین وظیفه‌ای ندارد؟» 

این طومار در ادامه به مصادیقی که از دادگاه ویژه نسبت به آنها واکنشی نشان نداده اشاره کرده است: «آیا مقاله محسن کدیور با عنوان «اسلام تاریخی و اسلام معاصر» که در دانشگاه مفید قم ارائه شد و صریحاً اعلامیه حقوق بشر مبتنی بر الحاد را بر اسلام برخاسته از کتاب و سنت، ارجح و به عقل و عدالت نزدیک‌تر دانست!! توهین به اسلام و معارف اهل بیت‌ علیهم‌السلام نیست؟
آیا مقالات فاضل میبدی در روزنامه‌های مدعی اصلاح‌طلبی مبنی بر اینکه تاریخ مصرف برخی احکام اسلام تمام شده! از جمله مقاله‌ی اخیر وی در روزنامه هم‌میهن با عنوان جواز «مسأله دست‌دادن با نامحرم» تحریف و بدعت نیست؟! آیا دادگاه نسبت به دست‌دادن آقای خاتمی با چهار زن نیمه‌عریان ایتالیایی در سفر اخیر به ایتالیا و فشردن بازوی یک دختر ایرانی وظیفه‌ای ندارد؟ و آیا این گونه تحرکات، وهن به روحانیت و اسلام نیست و دادگاه نمی‌بایست در قبال هتک حیثیت اسلام، تشیّع، لباس مقدس روحانیت واکنش نشان دهد؟ آیا مدعی‌العموم برای گروهی خاص مصونیّت قائل است؟!

 امضاکنندگان این طومار در پایان، با ابراز تنفر از اقدامات خاتمی، حداقل برخورد را تعزیر و خلع دائم لباس روحانیت دانسته و به مسئولین دادگاه ویژه روحانیت هشدار داده اند که در صورت تقصیر و کوتاهی در محضر دادگاه الهی می‌بایست پاسخگو باشند. گفتنی است گروهی از نمایندگان طلاب امضاکننده این نامه قصد دارند، طی روزهای آینده طومارهای امضاشده را به جامعه مدرسین و دادگاه ویژه روحانیت تقدیم کنند. پیش از این نیز تعدادی از طلاب مشهد با تجمع مقابل دادگاه ویژه روحانیت خواستار رسیدگی به موارد منتسب به خاتمی و برخورد با وی شده بودند.

+ نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 و ساعت 15:18 |

جامعه جهانی متحیر از مقایسه خاتمی با نصرالله!؟

ماجرای دست دادن سید محمد خاتمی با تعدادی از دختران و زنان ایتالیایی در جریان سفر وی به این کشور، سرانجام با واکنش گسترده طلاب قم مواجه گردید. این در حالیست که پس ازانتشار تصاویر و فیلم هایی از خاتمی که در حال دست دادن با زنان و یا هم نشینی تنگاتنگ با یک گزارشگر زن تلویزیونی با ظاهری زننده مشاهده می شد، بسیاری از کاربران در پیامهای ارسالی از عدم واکنش روحانیت در قبال این قضیه اظهار تأسف می کردند.

  با این حال، پس از تجمع طلاب مشهدی مقابل دادگاه ویژه روحانیت، در قم نیز طومارهایی خطاب به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و دادگاه ویژه روحانیت با امضا بیش از 5 هزار تن از طلاب و فضلای حوزه آماده تقدیم است. این درحالیست که این اقدام گسترده از سویی با "بایکوت رسانه ای" روزنامه های طیف دوم خرداد مواجه شده و از سوی دیگر برخی سایتها که تبحر ویژه ای در چرخش های ناگهانی داشته و اغلب می کوشند جهتگیریهای رسانه ای را با سیاست "یکی به نعل و یکی به میخ" تنظیم کنند، با اهانت به هزاران نفر از طلاب امضاکننده طومارها، از آنان به "تندرو" یاد کرده اند.

 یکی از امضاکنندگان این نامه در گفتگو با رجانیوز، ضمن تأکید بر اینکه در تهیه و امضاء این طومارها، هیچ  غرض سیاسی وجود نداشته و تنها انگیزه موجود ادای تکلیف دینی و فرهنگی است، افزود: اگر در پس زمینه این حرکت، سیاسی کاری نهفته بود، صدها مشکل سیاسی و فرهنگی در دولت گذشته موجود بود که تنها برای حفظ نظام، سکوت به خرج داده بودیم کمااینکه، اکثر شخصیت های نظام نیز به همین دلیل از علنی کردن مکرر انتقادات موجود، پرهیز می کردند.

  حجت الاسلام حسین دوست با اشاره به اینکه آقای خاتمی در حال حاضر مسئولیت خاصی ندارد و بنابراین دلیلی برای سکوت نیز وجود ندارد، خاطرنشان ساخت: ما تنها می خواهیم شأن روحانیت که در طول تاریخ اسلام، محفوظ مانده، همچنان محفوظ بماند اما جای تعجب و تأسف عمیق از عدم برخورد با دست اندازان به این جایگاه از سوی مراجع ذیصلاحی که در قبال آن سکوت کرده اند، وجود دارد.   وی با تأکید بر اینکه هیچ مبلغ، کشیش و حتی موبد زرتشتی نیز حاضر نیست در کنار یک زن با آن وضع زننده بنشیند، اظهار داشت: آیا نباید یک روحانی احترام لباس خود را حفظ کند؟ آیا این فرد مصونیت ویژه ای دارد؟  حسین دوست همچنین با مبهم دانستن انگیزه خاتمی از سفر به کشورهای خارجی و منابع مالی تأمین کننده مخارج این سفرها، افزود: اگر کسی توان صیانت از لباس مقدس روحانیت را ندارد یا باید از این سفرها پرهیز کند و یا بدون لباس روحانیت در این مجامع حاضر شود.

  این امضاکننده طومار 5 هزار نفره، با اشاره مجدد به هم نشینی زننده خاتمی با گزارشگر زن ایتالیایی و وجود تعداد زیادی دوربین در مقابل وی و مخابره این تصاویر به دنیا، اظهار داشت: جامعه جهانی متحیر است که آیا سید حسن نصرالله را باید در این لباس ببیند یا کسی که با زنان مصافحه می کند و در وضعیتی زننده کنارشان می نشیند. وی همچنین گفت: آقای خاتمی از این رفتار خود اظهار تأسفی نکرده اما اگر چنین کاری هم انجام دهد، آبرویی که از لباس تشیع رفته را باز نمی گرداند. این لباس به اندازه کافی در میان دنیای استکبار و وهابیت دشمن دارد.   حسین دوست با اظهار تعجب از سخنان خاتمی در شیراز که نسبت به برهنگی زنان در غرب انتقاد کرده بود، گفت: این اظهارات که در تغایر با رفتار گوینده آن است، چه معنا و مصرفی می تواند داشته باشد؟ آیا پس از 8 سال ریاست جمهوری متوجه این مسائل شده اند یا طی این مدت اخیر، وجود و ماهیت ز زنان تغییر پیدا کرده است؟!

  این امضاکننده طومار با انتقاد از روزنامه هایی مثل جمهوری اسلامی، حزب الله و سایت بازتاب که در مقابل بوسیدن دست معلم 70 ساله کلاس اول رئیس جمهور از روی دستکش، فریاد "وااسلاما" سر داده ولی در قبال قضیه اخیر سیاست سکوت و یا دفاع را برگزیده اند، تأکید کرد: گاهی اوقات افرادی که ملبس به این لباس نیستند در تقید به ارزشها بسیار پایبندتر عمل می کنند. اطرافیان آقای احمدی نژاد و روحانیون مرتبط با وی چنانچه خطایی نیز سر بزند، داعیه دفاع از آن را ندارند و این نشانه ولایت پذیری آنان است اما "فاضل میبدی" برای توجیه و تطهیر خاتمی، دست به کار تغییر احکام الهی شد.   وی با اشاره به عکسی از رئیس جمهور که در آن یک زن اندونزیایی عضو دولت قصد دست دادن با وی را دارد، اظهار داشت: رئیس جمهور، هم اظهار احترام کرده و هم به طرف مقابل فهمانده است که چنین چیزی در آداب ما نیست. این درحالیست که در یکی از 4 مورد، زن ایتالیایی برای مصافحه با خاتمی دست دراز می کند و وی نیز با وی دست می دهد اما در سایر موارد، وی خود به استقبال زنان می رود.

  حسین دوست در پایان با تأکید بر اینکه، این اعتراض رنگ سیاسی ندارد و با موارد مشابه در هر پست و مقامی نیز برخورد خواهد شد، افزود: تصور می کنم هیچ روحانی و مسلمانی نمی تواند نسبت به اینگونه حرکات اباحی گرانه که از چندین سال قبل آغاز شده بی تفاوت باشد و اعتراضی نداشته باشد و دادگاه ویژه روحانیت و جامعه محترم مدرسین حوزه علمیه قم نیز باید به طریق اولی اقدام کرده و نظرات خود را به صورت شفاف و قاطعانه اعلام کنند .

منبع:http://bultannews.com/index.php?option=com_content&task=view&id=891&Itemid=43

+ نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 و ساعت 15:14 |

  خاتمي اين بار به نعل زد:
شايد در آن شلوغيها اتفاقي افتاده باشد!

 

 

محمد خاتمي كه پس از انتشار فيلم مصافحه وي با دختران و زنان ايتاليايي، به تكذيب قاطع اين ماجرا پرداخته و طي سخناني تبليغاتي با چاشني مظلوم نمايي، هدف از انتشار اين فيلم را تنگ كردن عرصه از سوي رقبا براي خود دانسته بود، در ديدار با اعضاء تحريريه يك روزنامه صبح، گفت: آنجا آنقدر شلوغ بود که اگر اتفاقي هم افتاده من يادم نمي آيد!

 

 

به گزارش رجانيوز، روزنامه شرق در گزارش كوتاهي كه از اين ديدار منتشر كرد، خاتمي را "مرد ترديدها" معرفي كرده و مي افزايد وي در اين ديدار ضمن اينكه دست دادن با زنان ايتاليايي را تكذيب كرد براي اينكه دروغي نگفته باشد، جانب احتياط را رعايت كرد و گفت: آنجا آنقدر شلوغ بود که اگر اتفاقي هم افتاده من يادم نمي آيد!

 

اين درحاليست كه اين توجيه كم مايه، يك روز پس از انتشار فيلم مزبور از سوي صادق خرازي عنوان شده بود اما به دليل اينكه اثري از ازحام در فيلم وجود نداشت و خاتمي با فراغ بال اقدام به دست دادن و خوش و بش با زنان ايتاليايي مي كرد، با بي اعتنايي و تمسخر محافل خبري و كاربران اينترنتي روبرو گرديد.

 

گفتني است، آخرين حربه ستاد تشكيل شده براي توجيه اين اقدام خاتمي پس از انجام اقداماتي نظير فرافكني و توجيه شرعي! در روزنامه هم ميهن، پناه بردن به نرم افزار فوتوشاپ و محو انگشتر خاتمي در اقدامي ابتدايي براي اثبات مونتاژ بودن فيلم است. اين درحاليست كه بدليل استفاده از اين نرم افزار براي محو انگشتر خاتمي، تصوير دست وي غيرعادي و دفرمه شده است. با اين حال در تصوير قرارداده شده در خبر پيش رو، انگشتر موجود در دست خاتمي با اندكي دقت قابل رؤيت مي باشد.

+ نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 و ساعت 15:13 |

حسینیان: خاتمی در یک سخنرانی 27 بار گفت جامعه مدنی!

رییس مرکز اسناد انقلاب اسلامی گفت: روشنفکر مذهبی با مبانی لیبرالیسم همه‌ی تلاشش را در ایران به نام دین انجام می‌دهد تا اسلام را منزوی و همه‌ی ارزش‌ها را با عنوان جامعه‌ی مدنی ابراز کند.   حجت‌الاسلام روح‌الله حسینیان که در مراسم بزرگداشت سالگرد شهدای هفتم تیر که از سوی معاونت هماهنگی امور طرفداران و تشکل‌های حزب موتلفه‌ی اسلامی برگزار شد، طی سخنانی با موضوع «شهید بهشتی؛ یک دین‌دار روشنفکر»، تصریح کرد: این موضوع یک موضوع کاربردی است که امروز جامعه‌ی دینی ما به آن مبتلاست؛ از این رو باید یک نمای کلی از آن در اذهان باشد. روشنفکران در جامعه‌ی ایرانی یا جامعه‌ی دینی ایرانی به دو دسته تقسیم می‌شوند. یکی دین‌داران روشنفکر؛ یعنی آن‌هایی که اصالت را برای دین قائلند اما در عین حال نوآوری هم دارند و دسته‌ی دیگر روشنفکران مذهبی که به اصالت مارکسیسم یا لیبرالیسم قائل هستند و به این دو مبنای فکری رنگ و لعاب دینی می‌دهند؛ اما شهید بهشتی از دسته‌ی اول بود.

 وی با بیان این‌که روشنفکر مذهبی با تعریف ارایه‌شده در تاریخ ایران دارای سابقه است، اظهار کرد: هم گروهی که با اصالت‌دادن به لیبرالیسم و هم گروهی که با اصالت‌دادن به مارکسیسم، رنگ و لعاب دینی یا تزیینی از دین، دور این هسته‌ی اصلی می‌تنیدند، وجود داشته‌اند. در تاریخ مشروطیت وقتی مباحث روشنفکری به میان آمد، بسیاری از روشنفکران لیبرال، به دلیل مذهبی‌بودن جامعه‌ی ایرانی یا دلایل دیگر تلاش کردند افکار خود را با متون دینی درآمیزند؛ چنان‌که کسانی مانند مستشارالدوله تمام تلاشش بر این است که مبانی لیبرالیسم را با متونی از دین آشتی دهد.

 مشاور سیاسی – امنیتی رییس‌جمهور، با بیان این که وقتی بحث سرنگونی رژیم پهلوی به ویژه پهلوی دوم مطرح بود، روشنفکری دینی در شکل مارکسیسم اسلامی تبلور یافت، اظهار داشت: تمام تلاش این گروه که به التقاطیون معروف شدند، این بود که هسته‌ی مارکسیسم را با پیوندی ظاهری از آیات و روایات ارایه دهند؛ چنان‌که می‌بینیم در صورت تطبیق، کتاب شناخت که مبنای اعتقادی مجاهدین است با اصول مقدماتی ژرژ پولیستر، هیچ تفاوتی ندارد و با این که تاسیس‌کنندگان اولیه‌ی مجاهدین در عمل به شریعت پایبند بودند، اما تفکر آن‌ها تفکر اسلام ناب نبود.

 حسینیان اظهار داشت: بعد از جریان دوم خرداد نیز باز همان نحله‌ی لیبرالیستی با یک ظاهر اسلامی احیا شد. مخالفت‌های ما با جریان‌های فرصت‌طلبی که بعد از دوم خرداد خودش را وسط انداخت و حماسه‌ی مردم را به حماسه‌سوزی تبدیل کرد، بر سر همین مسائل است. ما اصلا اختلاف مبنایی داریم. روزنامه‌ها، نوشته‌ها و مباحث‌شان همه در همین سیر طی می‌شود که اصول ارزشی لیبرالیسم با نام اسلام در ایران جایگزین تفکر ناب امام خمینی(ره) شود. وی ادامه داد: شعارهایی که در روزنامه‌ها بر آن اصرار می‌کردند، حول مسائلی مانند حداقل فقه، پولاریسم دینی یا تکثرگرایی یا جدایی دین از سیاست که همه‌ی اصول ارزشی لیبرالیسم است، بود و چون در ایران امکان ندارد این‌ها را مستقیما به نام لیبرالیسم طرح کرد، می‌توان به قول خودشان این مباحث را با قرائت جدیدی از دین ارایه کرد.  رییس مرکز اسناد انقلاب اسلامی، به ارایه‌ی مثال‌هایی در این زمینه پرداخت و خاطرنشان کرد: آن‌ها به صراحت مطرح می‌کردند که حقوق جزای اسلام در این زمان کاربرد ندارد و خشونت‌آمیز است. هم‌چنین استدلال می‌کردند که برای حفظ قداست دین باید سعی کنیم به حداقل تاثیرگذاری دین در جامعه اکتفا کنیم.

 به گزارش ایسنا حسینیان گفت: آن‌ها استدلال می‌کردند مردم از لحاظ تدین ضعیف شده‌اند؛ در حالی که این ادعا دروغی بیش نبود. در طول تاریخ هر گاه دین و سیاست توام بوده‌اند، به مراتب بدی‌های آن دوره کمتر از دوره‌ای بوده که از هم جدا بوده‌اند. اگر شاخص‌های دین‌داری مانند حجاب، نماز، روزه و مهم‌تر از همه، آمادگی برای ایثار و از خودگذشتگی را با قبل از انقلاب مقایسه کنیم، می‌بینیم اصلا قابل قیاس نیستند.  مشاور سیاسی – امنیتی رییس‌جمهور، با بیان این که شعارها و آموزه‌های هیچ اسلامی ‌فرح‌انگیزتر، هیجان‌انگیزتر و دلپذیرتر از مفاهیم و آموزه‌های شیعه نیست، اظهار داشت: بعد از انقلاب، تشیع به سرعت در جهان در حال گسترش است، منتها روشنفکر مذهبی با مبانی لیبرالیسم همه‌ی تلاشش را در ایران به نام دین انجام می‌دهد تا اسلام را منزوی کند و همه‌ی ارزش‌ها را با عنوان جامعه‌ی مدنی ابراز کند. ما در اسلام جامعه‌ی اسلامی داریم. جامعه‌ی مدنی بر مبنای لیبرالیسم است.

 وی گفت: یک بار وقتی آقای خاتمی سخنرانی می‌کرد که البته بعدا به خود ایشان هم گفتم 27 مرتبه از واژه‌ی جامعه‌ی مدنی استفاده کرد. علت همه‌ی این‌ها این بود که عمق اندیشه غربی و لیبرالیستی بود منتها به دلیل تربیت و خاستگاه اجتماعی یا محیط مذهبی ایران، ناچار بودند نامی هم از دین بر آن ماهیت بکشند.  رییس مرکز اسناد انقلاب اسلامی، در ادامه، ویژگی‌های دین‌دار روشنفکر را به عنوان فردی که برای دین اصالت قائل است برشمرد و افزود: از ویژگی‌های دین‌دار روشنفکر اعتقاد به اسلام و وحیانی بودن دین است. دیگر آن که دغدغه‌های جهان امروز و معاصر را هم دارد و مشکلاتی را که جهان با آن دست به گریبان است درک می‌کند. ویژگی سوم دین‌دار روشنفکر این است که در متن دین به دنبال یافتن پاسخ‌های مشکلات جهان معاصر است و مرحوم شهید بهشتی چنین شخصیتی بود.

 حسینیان با بیان این که وجود شهید بهشتی مملو از ایمان به اسلام و وحی بود، اظهار داشت: من به عنوان کسی که با وی حشر و نشر داشتم و رابطه‌ی استاد و شاگردی میان ما برقرار بود، می‌دیدم که وجود ایشان مصداق کامل این روایت بود که نگاه‌کردن به صورت عالم عبادت است. ایمان بهشتی ایمان مخاطب را مضاعف می‌کرد. بهشتی دغدغه‌های جهان امروز را می‌شناخت.

 به گزارش ایسنا مشاور سیاسی – امنیتی رییس‌جمهور، به ذکر مثالی در این زمینه پرداخت و گفت: در برنامه‌ای که ایشان برای مدرسه‌ی حقانی تدوین کرد، دروسی مانند اصول روان‌شناسی، فلسفه، اقتصاد و ... بود و می‌فرمود طلبه باید با اقتصاد، روان‌شناسی و فلسفه آشنا باشد؛ چون همه‌ این‌ها برای چگونه زیستن است تا دغدغه‌های بشری را بفهمد و سوال برایش ایجاد شود تا وقتی به متون دینی مراجعه می‌کند به دنبال دریافت پاسخ پرسش‌هایش باشد.  وی با اشاره به خاطره‌ای در مورد فردی که از آیه‌ای از قرآن تفسیری مارکسیستی ارایه و شهید بهشتی پاسخ وی را داده بود، اضافه کرد: شهید بهشتی می‌فرمود ما احتیاج داریم دین را آن طور که هست عرضه کنیم نه آن طور که دوست داریم یا دیگران به ما تحمیل می‌کنند؛ از این رو نه آدم‌های دگم و کوته‌بین بهشتی را تحمل می‌کردند و نه آدم‌هایی که به مکاتب دیگر چشم دوخته و در آنجا ریشه داشتند. ایشان می‌فرمودند دین آن چنان وسیع، بزرگ و الهیست که در هر عصری پاسخگوی مشکلات خواهد بود به شرطی که درست سوال را مطرح و پاسخ را درست از متن دین جست‌وجو کنیم.

 رییس مرکز اسناد انقلاب اسلامی، با بیان این که همواره علمای شیعه نو‌آور بوده‌اند به کلامی از شهید بهشتی اشاره کرد و گفت: ایشان می‌فرمودند بعد از غیبت دست مردم از دامن اهل بیت کوتاه شد و سوال‌های فراوانی وجود داشت. شیعه آمد اجماع را بر مبنای اصول مذهبی و اندیشه‌ی خود احیا کرد و آن را یکی از اصول استنباط دین قرار داد و با این که با همه‌ی مسائل احسان و ظن در فقه سنی مخالفت داشت، عقل را به عنوان یکی از اصول استنباط مشخص کرد. شهید بهشتی می‌فرمود وقتی به شیخ طوسی گفتند فقه شیعه محدود است و فروع را پاسخ نمی‌دهد، شیخ بر مبنای اصول جدید کتاب المبسوط را نوشت که بزرگ‌ترین کتاب فقهی شد.

 حسینیان هم‌چنین با اشاره به کلام امام خمینی (ره) درباره شهید بهشتی گفت: من مظلوم‌تر از شهید بهشتی ندیدم و امام خوب فرمودند که بهشتی بیش از آن که مظلومانه به شهادت برسد، مظلومانه زیست و خار چشم دشمنان بود. این خار چشم تعریف بسیار دقیقی است. من این معنا را در پرونده‌ی یکی از منافقین در سال 56 مشاهده کردم. بعد از تغییر ایدئولوژی سازمان مجاهدین یکی از افراد این سازمان نوشته است که در سال 54 جلسه گرفتیم و مذاکره کردیم که حال باید چه کرد. اولین حرف تقی شهرام این است که بهشتی باید از بین برود؛ زیرا تنها کسی که همآورد ماست و می‌تواند با ما مقابله کند بهشتی است. البته ظاهرا گفتند به دلیل جو موجود و احتمال موضع‌گیری گروه‌های مذهبی در مقابل سازمان مجاهدین بهتر است تصادفی نمایشی را صورت دهیم و بهشتی در آن تصادف از بین برود اما به هر حال موفق نشدند. بعد از انقلاب نیز اولین گروه توهین‌کننده به شهید بهشتی همین جریان نفاق و دومین گروه جریان التقاطی لیبرالیستی بود.

منبع: http://www.rajanews.com/News/?12313

+ نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 و ساعت 15:8 |

بسم الله الرّحمن الرّحیم


قال علی علیه السلام: امرنا رسول الله صلی الله علیه و آله اَن تَلقِیَ اَهلِ المَعاصی بِوجوهٍ مُکفَهِرّه


به لطف خدا و عنایت امام عصر(عج)، دست ناپاکان و نااهلان تا حدّ زیادی از مجاری امور کشور کوتاه شده است و امید است در ظلّ رهبری های داهیانه رهبر فرزانه انقلاب، این هدف تحقّق کامل یابد، اما همانگونه که معظم له بارها تأکید فرمودند دشمن هیچگاه از مقابله با ارزش ها دست بر نمی دارد.


آنچه این روزها دل متدیّنان، خانواده شهدا، روحانیت معزّز و قاطبه امت حزب الله را جریحه دار نموده است، جلوه دیگری از فرهنگ تساهل و تسامح و لا ابالی گری است. صحنه های دست دادن رئیس جمهور سابق در کسوت روحانیت با دختران ایتالیایی در وضعی زننده عرق شرم بر پیشانیمان نشاند. آنچه تأسف بارتر است دفاع عناصر دگر اندیش همچون ایزدی و فاضل میبدی از این رفتار غیر دینی است! بدیهی است رئیس جمهور سابق چنان در چنبره این عناصر پست گرفتار آمده است که گویی به طور کلی از همه چیز غافل است و قدرت رهایی ندارد.


به هرحال آنچه وظیفه شرعی و قانونی متولیان کشوری بخصوص دادگاه ویژه روحانیت است اقدام مناسب و سریع و قاطع است. آیا خلع لباس مقدّس روحانیت از کسانی که به هیچ وجه حریم و حرمت این لباس پیامبر (ص) را رعایت نمی کنند و پیوسته با رفتارها و سخنان غیر دینی و بلکه ضدّ دینی هتک حیثیّت روحانیت می کنند وظیفه کیست؟ امیدواریم تا دیر نشده است اقدامی صورت گیرد والاّ امت حزب الله خود بنا بر وصیّت امام راحل با این گونه موارد برخورد خواهد نمود.


جمعی از طلاب و فضلاء حوزه علمیه یزد/ جمعی از دانشجویان و اساتید دانشگاهها

+ نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 و ساعت 15:6 |

روانبخش: دست دادن خاتمی با زنان عمدی بوده است

حجت الاسلام والمسلمین روانبخش دست دادن خاتمی با زنان ایتالیایی را عمدی و در جهت شکستن هنجارهای دینی دانست.

به گزارش انصارنیوز دبیر سیاسی هفته‌نامه پرتو، پنج‌شنبه (31/3/86) در جمع جبهه حامیان دولت اسلامی در مشهد گفت: متاسفانه جریانی در داخل کشور قائل به این هستند که احکام اسلام و دستورات قرآن و اهل بیت علیهم‌ صلوات‌الله خصوصا احکام سیاسی و اجتماعی، مربوط به زمان خاصی است و در این زمان و شرایط قابلیت اجرا ندارد. روانبخش ادامه داد: اخیرا "محسن کدیور" در "سمینار حقوق بشر در دانشگاه مفید قم" مقاله‌ای با عنوان "اسلام تاریخی و اسلام معاصر" ارایه کرده و در آن حرف‌هایی به شدت از حرف‌های کسروی تندتر و با بسته‌بندی جدیدتر زده است. در این مقاله گفته شده؛ اسلام بر اساس کتاب و سنت و برگرفته از قرآن و سخنان اهل‌بیت، اسلام تاریخی است و این اسلام دوره‌اش تمام شده، در مقابل اسلام معاصر اسلام سازگار با سکولاریزم و اعلامیه‌ی حقوق بشر می‌باشد و مبنای آن "عقل" است. به عنوان نمونه می‌گوید عقل حدود و احکامی که مربوط به زنان است مثل دیه، ارث، حجاب و ... را نمی‌پذیرد!

دبیر تشکل نخبگان حوزه و دانشگاه گفت: این حرف‌های ضداسلام از جانب کسانی زده می‌شود که از روی کار آمدن دولتی در  اشاعه و ترویج فرهنگ امام (ره) و اسلام ناب محمدی (ص) کوشاست، احساس خطر کرده‌اند تا زحمات 16 ساله‌شان در دین‌زدایی از بین نرود.

وی گفت: مخالفان دولت اسلامی در هنجارشکنی دینی به دو دسته فعال در نظر و عمل تقسیم شده‌اند. نظریه‌پردازان بر کرسی نظریه‌پردازی این مطالب را ارایه می‌کنند و دسته دوم در عرصه‌‌ی عمل قبح اعمال ضداسلامی را می‌شکنند. یک چهره‌ی روحانی با لباس و عمامه‌ی سیدی به نامحرمان دست می‌دهد، از طرف دیگر در روزنامه‌های این جریان، تجزیه و تحلیل‌هایی منتشر می‌شود که جای تامل دارد و حتی از ارتکاب این عمل نیز بدتر است.

حجت الاسلام والمسلمین روانبخش افزود: دفتر آقای خاتمی دست دادن با زن نیمه عریانی را که خود آقای خاتمی به سوی او رفته و دست می‌دهد، حکم ثانوی می‌داند! "فاضل میبدی" در مقاله‌ای در روزنامه هم‌میهن (یکشنبه 27/3) با عنوان "مساله دست دادن" می‌نویسد: «حرمت دست دادن با زن در کشوری که جزو عرف و عادات آن کشور به حساب می‌آید مورد اتفاق فقها نیست و برخی فقها آن را بی‌اشکال می‌دانند»!! "مصطفی ایزدی" در سرمقاله روزنامه همبستگی (چهارشنبه 30/3) با عنوان "دست دادن به زنان غیرمسلمان" به دنبال اثبات این است که بگوید: در کشورهای خارجی اگر زنان دست دراز کنند و ما دست ندهیم، این وهن اسلام است، اشکال دارد و باید فقها این فتوا را عوض کنند تا در جاهایی که دست دادن عرف است این عمل مانعی نداشته باشد!

دبیر سیاسی هفته‌نامه پرتو تاکید کرد:‌ در مقام عمل شخصیت طراز اول مدعیان اصلاح‌طلبی با این که می‌بیند فیلمش برداشته می‌شود و ممکن است بعدا پخش شود، با زنان نیمه عریان دست می‌دهد و برای شکستن هنجارهای دینی "خودسوزی" می‌کند، و افراد قلم به دست نیز وارد میدان شوند برای توجیه کردن که "اسلام تاریخی" گذشت!

استاد مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) در پاسخ به این شبهات گفت: آن چه که در شریعت مقدس آمده، امام (ره) از آن تعبیر کردند به اسلام ناب محمدی (صلی‌الله علیه و آله و سلم) و فقه آن را تعبیر کردند به فقه جواهری و فقه سنتی. امام (ره) هیچ‌گاه اصول و ضروریات دین و فقه جواهری را فدای حرف‌های به اصطلاح روشنفکری نمی‌کردند و التزام عملی به این مساله داشتند و اگر جایی می‌فهمیدند کسی بر خلاف فقه جواهری عمل کرده است به شدت توبیخ می‌کردند. در مقابل اسلام ناب محمدی (ص)، اسلام امریکایی را مطرح کردند، که به نظر می‌رسد "اسلام معاصر" که آقای کدیور و دوستانشان مطرح می‌کنند همان اسلام ناب امریکایی است که بر اساس عقل بشر است و کاری به کتاب و سنت و فرمایشات پیامبر خدا (ص) و اهل بیت (ع) ندارد.

حجت الاسلام و المسلمین روانبخش افزود: قرآن متعلق به همه زمان‌ها و جاودانه است، در جای جای قرآنی که خداوند به عنوان آخرین کتاب آسمانی فرستاده، نوشته شده هدی للعالمین، هدی للناس. این به معنی این است که قرآن در هر زمانی به دست هر کسی و در هر گوشه دنیا برسد، برای هدایت است. تحدی نیز در خود قرآن است که "اگر می‌توانید یک آیه مانند آن بیاورید."،  "اگر این کتاب متعلق به غیر خدا بود، در آن اختلاف‌های فراوان بود"، "شما از علم خیلی کم بهره گرفتید"

وی ادامه داد: پیامبر خدا (ص) نیز فرمودند آنچه که حلال است تا روز قیامت حلال است و آن چیزی که حرام است تا روز قیامت حرام است. اسلام دینی مقطعی نیست که شما بگویید متعلق به زمانی بود و تمام شد و رفت. تا چه زمانی شما می‌گویید حجت بوده؟ تا کی؟‌ چند سال؟ از آن زمان به بعد بشر باید هدایت بشود یا نه؟ یا باید به حال خودش رها شود.

دبیر سیاسی هفته‌نامه پرتو تاکید کرد: در سوره احزاب آمده که هیچ مؤمنی درباره امر خدا و دستور خدا حق مخالفت ندارد، ولو مربوط به خود مردم باشد. کسی که با دستور خدا و پیامبر خدا مخالفت کند گمراه شده گمراهی مبین و آشکار.

حجت الاسلام و المسلمین روانبخش گفت: کسانی که با آوردن اسلام معاصر، می‌خواهند مقابل حکم خدا بایستند، گمراهند. این حرف‌ها را علی محمد باب و کسروی و ... آوردند، ولی مردی هم مثل نواب صفوی پیدا شد و مقابله کرد.

وی افزود: اسلام یک مجموعه‌ی کامل است و اگر ما نمی‌فهمیم دلیل بر این نیست که باید اسلام را کنار گذاشت. آن کسی که می‌گوید احکام اسلام قابل اجرا نیست، نمی‌فهمد و عقلش نمی‌کشد، باید بیشتر درس بخواند تا بفهمد.

دبیر سیاسی هفته نامه پرتو گفت: وظیفه‌ی ما است که در برابر این بدعت‌ها و موضع گیری‌ها در برابر مبانی و ارزش‌های دینی بایستیم و از اسلام ناب محمدی (ص) با تمام وجود دفاع کنیم و پای همه‌چیز آن باشیم. در پای این اسلام و انقلاب بیش از 300 هزار شهید قربانی شده‌اند.

منبع: http://www.ansarnews.com/?usr=news/detail&nid=1235

+ نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 و ساعت 15:5 |

مسوول پیگیری"شکایت5هزار طلبه"ازخاتمی:اوازلباس مقدس روحانیت خارج شود

مسوول پیگیری "شکایت 5 هزار طلبه" از خاتمی، به انصارنیوز گفت: بعضی تلاش دارند حرکت ما در شکایت از خاتمی را سیاسی جلوه دهند، در صورتی که این حرکت، سیاسی نیست و موضعی کاملا دینی و عقیدتی برای صیانت از لباس مقدس روحانیت دارد.

حجت‌الاسلام علوی درباره خبر نادرست سایت فیلترشده محسن رضایی گفت: سایت آقای رضایی در بین کاربران اینترنت به عنوان یک "سایت کذاب" شناخته می‌شود، و در مورد مطرح شده باید گفت، بخشی از امضاهای این طومار در نمازخانه مدرسه فیضیه بوده و علمای بزرگواری که این طومار را دیدند اذعان داشتند که امضای آن و مقابله با این اعمال حرام وظیفه هر مسلمانی است به ویژه طلاب حوزه‌های علمیه که پاسداران اسلام هستند.

علوی گفت: حداقل درخواست از آقای خاتمی این است که اگر می‌خواهد به سفرهای خارجی برود، به دلیل این که نمی‌تواند حرمت لباس روحانیت را حفظ کند، از لباس روحانیت خارج شود. وی سفرهای خاتمی را سفرهایی بی‌اثر دانست و با اشاره به مفاسد سفرهای خاتمی به امریکا و ایتالیا ادامه داد: اگر ایشان در این توهم هستند که سفرهایشان، سفرهای مؤثری برای تبلیغ اسلام است؛ گزارشی از اثرات آن به جامعه روحانیان داده شود، تا مسایل مشخص شود.

مسوول پیگیری "شکایت 5 هزار طلبه" از خاتمی گفت: کشیش‌های مذهبی و حتی مبلغان آتش‌پرستی هم آن قدر برای لباس دین خود تقدس قائل هستند که در کنار زنان نیمه‌عریان قرار نگیرند و با آنان دست ندهند.

وی در پایان از این که نهادهای مسؤول برای برخورد با عامل این اعمال حرام، اقدامی صورت نداده‌اند اظهار تاسف کرد و گفت: حتی عذرخواهی و پشیمانی آقای خاتمی سودی ندارد چرا که ضربه‌ای که می‌خواستند به دین و لباس روحانیت بزنند، زدند.

+ نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 و ساعت 15:1 |

انتقاد عباس عبدی از خاتمی!؟

عباس عبدی، عضو سابق حزب مشارکت در نوشته ای ضمن تقبیح آسیب فردی- اجتماعی «دروغگویی»، تلویحا از سیدمحمد خاتمی در جریان تکذیب دست دادن با زنان ایتالیایی و اشتباه خواندن کاندیداتوری مصطفی معین در انتخابات ریاست جمهوری انتقاد کرد.
به گزارش رجانیوز، در این نوشته که در وب سایت شخصی عبدی و یکی از هفته نامه های طیف دوم خرداد منتشر شد، آمده است: «حتی کسانی که در پی درانداختن طرحی نو برای جامعه، و خواهان تقویت و رواج اخلاق محمدی(ص) که از مهم ترین ارکانش صداقت و پرهیز از دروغگویی است، بودند، اکنون راهی را می روند که مخالفان چنین اخلاقی جاده آن را بیش از پیش صاف کرده اند، جاده ای که جز به قلب آتش راهی ندارد.»
عبدی که پیش از این به عنوان یکی از اعضاء هیئت مدیره موسسه نظرسنجی آینده به همراه گرانپایه و قاضیان به اتهام جاسوسی با پوشش نظرسنجی محاکمه و بازداشت شده بود، در تشریح «مراتب دروغ» ضمن ارائه یک مثال می افزاید: «دروغ مراتبی دارد. فرض کنید که پولی گم شده است و آن را فرد «الف» سرقت کرده است. اما هیچ کس جز آن فرد و خدا اطلاعی از این ماجرا ندارد. انکار سرقت از جانب این فرد «دروغگویی» و عملی رذیلانه است و بی تردید این «دروغگویی» بدتر از آن عمل سرقت است. اما در هرحال هیچ کس نمی تواند با اطمینان وی را سارق و در نتیجه دروغگو بداند، تنها خداست که از حقیقت امر آگاه است. چنین دروغی از حیث اینکه میان فرد و جامعه پرده دروغگویی را ندریده است، در مراتب پایین دروغگویی است.
حال فرض کنید که فرد مالباخته خودش دیده است که فرد «الف» اموال او را سرقت کرده و سارق هم می داند که مالباخته از حقیقت ماجرا آگاه است. اما باز هم دروغ می گوید. این مرتبه رذیلانه تری از فعل دروغ است. حال اگر فیلم فعل فرد ثبت و ضبط شده باشد و اموال مسروقه هم نزد سارق کشف شود و افراد متعددی هم به این سرقت شهادت دهند و اثر انگشت فرد هم باقی مانده باشد و هر شاهد دیگری که به ذهن آید وجود داشته باشد، با این حال فرد انکار کند، در این صورت دروغگویی به شدیدترین مرتبه اش رسیده است و چنین فرد در حضیض اخلاقی قرارگرفته و جامعه ای هم که فاعل این فعل (دروغگویی) به این فضاحت را با تمام توان محکوم نکند، در همان سراشیبی اخلاقی قرار دارد، بدتر از این نوع دروغگویی، توجیه اخلاقی آن برحسب مصلحت است و بدتر از بی تفاوتی جامعه در برابر چنین دروغی، دفاع از دروغگو با لطایف الحیل است.»
انتقاد تلویحی این عضو سابق شورای مرکزی حزب مشارکت از سیدمحمد خاتمی و اظهار گلایه با ذکر این کنایه که «با وجود ثبت و ضبط شدن فیلم سرقت یک سارق چنانچه وی باز هم بر عدم سرقت اصرار داشته باشد، دروغگویی در شدیدترین مرتبه اخلاقی آن قرار دارد»، در حالی صورت می پذیرد که خاتمی به رغم انتشار فیلم دست دادن وی با زنان ایتالیایی، این خبر را به کلی تکذیب کرده بود.
دفتر خاتمی همچنین پس از انتشار اظهارات وی در روزنامه متعلق به مهدی کروبی که ورود مصطفی معین به جریان رقابتهای انتخابات ریاست جمهوری و شعارهای مطرح شده از سوی او را، یک «اشتباه» خوانده بود، نسبت به تکذیب این اظهارات اقدام کرد اما روزنامه مذکور بر موثق بودن منبع خبر و طرح حتمی چنین سخنانی از سوی خاتمی تاکید نمود.

+ نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 و ساعت 14:52 |

دارالعباده یزد دارالمئومنین کاشان و خاتمی / فاطمه رجبی 

سفرمحمد خاتمی به دارالعباده یزد و دارالمؤمین کاشان در سیزدهم رجب، مایه شگفتی بسیار می‌شود، و این پرسش طبیعی را پیش می‌آورد که آیا شهرهای یزد و کاشان که در دوران طاغوت هم به دارالعباده و دارالمومنین مشهور بودند، امروز در بستر سیاسی‌کاری اصلاح‌طلبانه نزول یافته‌اند؟!

سخن روشن‌تر و رساتر آنکه، محمد خاتمی پس از 8 سال حاکمیت اصلاح‌طلبی با مبنا و انگیزه و هدف دین‌ستیزی و فرهنگ‌سوزی، در دوران جدید شگرد دیگری را پیش گرفته است. وی که متأسفانه هنوز لباس روحانی بر تن دارد، در حالی که با چماق 8 ساله ریاست‌جمهوری خود مدام بر فرق ملت کوبید که: "اندیشه‌ای که رأی نیاورده حق نظر ندارد، و باید به اراده مردم تمکین کرد." امروز نه تنها رأی دینمدارانه مردم را بر نمی‌تابد، بلکه شتابزده و نابردبارانه با دوره‌گردی‌های مشکوک خارجی و سفرهای پر مسأله داخلی در پی اغراض سیاسی است.

سؤال این است که محمد خاتمی دارای چه جایگاهی است؟ روحانی است؟ با کدام تحصیلات و وجهه‌ی حوزوی؟ کدام مبنا و باور دینی؟ کدام رفتار و گفتار مذهبی؟ آیا صرف داشتن لباس روحانی، می‌تواند او را یک روحانی صاحب‌نفوذ در میان دینداران یا بی‌دینان معرفی کند؟ آیا فریاد 8 ساله‌اش مبنی بر "شکست دین در تقابل با آزادی" که عملا هم به انجام آن همت گماشت، از کدام ذهن پاک خواهد شد؟ آیا منابع مالی نامعلوم داخلی و خارجی و البته بی‌پایان او که هزینه سرسام‌آور، کردارهای سیاسی ـ حزبی و سفرهای مارکوپولویی و قبیله‌ای‌اش را تأمین می‌کند، می‌تواند مایه نفوذ و آبروی دینی یا سیاسی برای او باشد؟

آیا انجام عمل حرام وی در دست دادن با زنان در ایتالیا که علاوه بر فیلم، تصاویرش در روزنامه کیهان درج گردید. مؤید روحانیت، دینداری و شایستگی و صلاحیت اوست؟ آیا خاتمی یک دانشگاهی است؟ با کدام مدرک علمی؟ آیا تکرار گفته‌های دین‌ستیزان قرن 18 اروپا مؤید دانشگاهی بودن اوست، یا نوشتن کتابی غرب‌گرایانه که تایید استاد مارکسیست اخراجی را پشتوانه دارد.

آیا گفت‌وگوی تمدن‌هایش که یک سر آن عطاء ا... مهاجرانی است با رسوایی‌های اخلاقی و سیاسس، سر دیگرش در دکترای افتخاری خاتمی در انگلیس و دست دادن او با زنان در ایتالیا، و سجده کردن بر کاخ سفید با اهدای ویزای اعضای و خدمات تشریفات کاخ سفید به وی، می‌تواند جایگاه معتبر سیاسی و یا علمی برایش ایجاد کند؟

آیا اعترافات هاله اسفندیاری و کیان تاجبخش در «براندازی نرم» توسط اصلاح‌طلبان حاکم و نام بردن از افراد مؤثر و مسؤول دولت خاتمی ـ که البته به یمن وجود ضرغامی سانسور شد ـ دستمایه‌ی «خاتمی» در سفرهایش می‌باشد؟

به هر حال خاتمی با تئوری و عمل دین‌ستیز آشکارا اعلان داشته می‌دارد که التزام اعتقادی و عملی به اسلام ندارد. این مهم عملا به انجام رسیده گرچه جامعه روحانیت نسبت به آن متأسفانه با اغماض نگریست. و دادگاه ویژه روحانیت در خلع لباس او و حتی احضار و محاکمه‌اش تقصیرکار باقی ماند. اما از این به بعد سفرهای خاتمی به هرکجا می‌تواند باشد و با هر منبع مالی حمایت شود. واشنگتن یا تل‌آویو، لندن یا ... .

اما در ایران و در میان مردم دین‌مدار، وطن‌دوست و غیرتمند و با فرهنگ چرا؟

حال پرسش آن است اصلاح‌طلبی برانداز، دستوری و هدفمند، با کدام نگاه و غرض‌ورزی و برآورد، شهرهای مؤمن‌پرور «یزد» و «کاشان» را آن هم در شب میلاد امیر عدل، مولای متقیان و افضل مخلوقات پس از پیامبر خاتم صلی‌الله علیه و آله و سلم میدان جولان «خاتمی» می‌کند؟ آیا شکستن قبح انجام عمل حرام آن هم در لباس روحانیت، چنین هزینه‌ای را می‌طلبد؟ آیا فرهنگ‌ستیزی بی‌سابقه محمدخاتمی باید با ملعبه کردن آبروی مردم یزد یا کاشان استمرار یابد؟

به هر حال بر مردم یزد و کاشان است که این میهمان خود خوانده را در نحوة میزبانی متوجه اعمال فرهنگ‌سوز خود کنند، و به او یادآور شوند که به همان سفرهای آمریکا و انگلیس و فرانسه‌اش اکتفا کند، و دست از سر مردم مؤمن ایران اسلامی بردارد. آیا در شهرهای ایران امکان دست دادن با زنان برای او....!

+ نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 و ساعت 14:51 |

انتشار فیلم همنشینی خاتمی با یک دختر گزارشگر
تصاوير جديد منتشرشده از خاتمي در انتظار تكذيب!

 

 

رجانيوز: انتشار بخش دوم از تصاوير مربوط به سفر خاتمي به ايتاليا كه طي آن تصاوير زننده اي از همنشيني خبري وي با يك زن ايتاليايي نمايش داده شده است ، بي صبرانه درانتظار تكذيبيه ي جدید و چندپهلوي بنياد باران، تأييد و تكذيب آشفته صادق خرازي، تئوريزه كردن به منظور عاري از اشكال نشان دادن اینگونه همنشینی ها  از سوي فاضل ميبدي و سرانجام مظلوم نمايي جناب خاتمي و متهم كردن ديگران مي باشد! 

در اين فيلم 5/7 دقيقه اي، خاتمي به گونه ای زننده و بدون هیچ فاصله ای، دوشادوش يك  دختر گزارشگر ایتالیایی نشسته و به پرسشهايي درباره طرح گفتگوي تمدنها و اصلاحات پاسخ مي دهد.

 

فيلم را از اين آدرس ببينيد.

 

پيش از اين، انتشار فيلم 5/6 دقيقه اي از خاتمي كه به سفر وي به ايتاليا بازمي گشت و وي را درحال دست دادن با تعدادي زن و دختر ايتاليايي نشان مي داد، با تأخيري يك هفته اي، از سوي وي تكذيب شد. پس از آنكه تلاش گسترده دفتر خاتمي، صادق خرازي، ابطحي، فاضل ميبدي و روزنامه هم ميهن براي كاستن از قبح اين اقدام زشت يك ملبس به لباس روحانيت ناكام ماند، خاتمي شخصاً لب به سخن گشود و در جلسه بنياد باران، تأكيد كرد كه با هيچ زني مصافحه نكرده است و تصاوير منتسب به وي واقعيت ندارد!

 

خاتمی در حالی به تکذیب این فیلم پرداخت که فیلمبردار ایتالیایی این تصاویر،در آخرین پستی که بر روی وبلاگش منتشر کرد، نوشت که این تصاویر را شخصا ضبط کرده و نه تنها در این فیلم مونتاژی صورت نپذیرفته بلکه وی به زودی تصاویر جدیدی از سفر خاتمی به کشورش و ملاقاتهای دیگر وی در این سفر را بر روی وب منتشر خواهد نمود.

 

خاتمي به كمك چند روزنامه زنجيره اي در حركتي هماهنگ، كوشيد از آب گل آلود انتشار اين تصاوير به نفع خود ماهي گرفته و با مظلوم نمايي، اين اقدام را تلاشي از سوي جريان مقابل كه «چشم ديدن وي را ندارد» معرفي كند . اگرچه او بزرگوارانه! خاطر نشان مي سازد: «قدرتمندان و كساني كه مي‌خواهند در قدرت بمانند، بدانند كه من خطاب به خيلي‌ها اعلام كرده‌ام عطاي قدرت رسمي را به لقاي آن بخشيده‌ام تا قدرتمندان احساس نكنند مزاحمشان هستم... من جا را براي كسي تنگ نمي‌كنم اما انتظار داريم آنها نيز جا را براي ما تنگ نكنند. اجازه بدهند مردم انتخاب كنند. جاي هر كس را ملت تعيين مي‌كند، اما بايد امكان انتخاب نيز داشته باشد.»

 

اظهارات متناقض اطرافيان خاتمي و سپس تكذيب وي درباره واقعي بودن تصاوير منتشره در حالي مطرح مي شود كه مشخص نيست در صورت غيرواقعي بودن تصاوير، چرا تصاوير اصلي از سوي خاتمي منتشر نمي شود؟

 

به هر ترتيب پس از انتشار اين تصاوير كه گويا(!) منافي عفت و حياي يك مسلمان بوده و سر زدن آن از يك ملبس به لباس روحانيت سابقاً مسئول در جمهوري اسلامي موجب تأسف شديد و مايه كسر آبرو در ميان مسلمانان جهان است، نه تنها انتظار توبه، به درگاه الهي و عذرخواهي از پيشگاه ملت ايران، توقعي بيهوده و عبث است بلكه پيش بيني مي شود، خاتمي و اطرافيان وي به همراه طيف گسترده روزنامه هاي زنجيره اي همراه، اين بار براي توجيه  تصوير زننده همنشيني خاتمي با اين زن گزارشگر،وی را  نفوذي اصولگرايان در ایتالیا معرفي نمايند!

 

 

گفتني است حسين شريعتمداري مديرمسئول روزنامه كيهان، در سرمقاله امروز این روزنامه،( نادم یا طلبکار؟!) خاتمي را مصداق گناهكاري دانست كه به جاي عذر آوردن به پيشگاه مردم، طلبكار شده و قصد دارد، گناه خود را با ايجاد توهم توطئه جريان رقيب توجيه كند.

+ نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 و ساعت 14:41 |

نادم يا طلبكار ؟!( يادداشت روز)

دو هفته بعد از انتشار يك فيلم 5/6 دقيقه اي كه آقاي خاتمي رئيس جمهور سابق را در حال دست دادن با تعدادي از زنان و دختران ايتاليايي نشان مي داد، ايشان طي سخناني در جلسه «بنياد باران» آنچه در فيلم مورد اشاره آمده بود را تكذيب كرده و اعلام كرد «با هيچ زني مصافحه نكرده است» و روزنامه هاي وابسته به مدعيان اصلاح طلبي تكذيب آقاي خاتمي را با تيترهاي درشت و عكس هاي تمام قد در صفحه اول خود جاي داده و كوشيدند انتشار آن فيلم 5/6 دقيقه اي را به مخالفان آقاي خاتمي نسبت داده و در راستاي تخريب چهره سياسي ايشان ارزيابي كنند!
كيهان آرزو مي كرد كه آقاي خاتمي حرمت حضور 8 ساله خود بر كرسي رياست جمهوري ايران اسلامي را پاس داشته و با زنان و دختران ايتاليايي دست نداده باشد ولي علاوه بر فيلم ياد شده كه احتمال مونتاژ آن تقريبا صفر است، برخورد چندگانه و متناقض آقاي خاتمي و اطرافيان ايشان نيز- با كمال تاسف- ترديدي باقي نمي گذارد كه اين اقدام مغاير با ارزش هاي اخلاقي و ديني اتفاق افتاده است و...
كيهان درپي آن نبود كه بار ديگر به اين ماجرا بپردازد و اگر آقاي خاتمي و اطرافيان ايشان فقط به تكذيب ماجرا اكتفا مي كردند، ضرورتي براي بازپرداخت نبود، اما آقايان به جاي شرمندگي از آنچه اتفاق افتاده است، طلبكار هم شده اند و سعي دارند از اين عمل خلاف اخلاق نيز عليه اصولگرايان بهره گيري سياسي كنند كه بايد گفت؛
1- بعد از انتشار فيلم ياد شده دفتر آقاي خاتمي در واكنش به اعتراض هاي گسترده، جوابيه اي دوپهلو و چند سطري منتشر كرد. در اين به اصطلاح جوابيه- كه متن آن در يادداشت روز 23/3/86 كيهان موشكافي شده است- اولاً؛ اقدام آقاي خاتمي يعني دست دادن با زنان ايتاليايي به صراحت نفي نشده بود و ثانياً تهيه كننده جوابيه تلاش كرده بود اين اقدام خلاف شرع و اخلاق آقاي خاتمي را از مصاديق «حكم ثانويه»! و اقدام آقاي خاتمي را ناشي از «اضطرار»! قلمداد كند. با اين توضيح كه هرگاه پاي اضطرار در ميان باشد مي توان يك عمل واجب را ترك و يا يك عمل حرام را انجام داد! به متن جوابيه توجه كنيد «در حرمت لمس بدن نامحرم بدون ستر و نيز در اين كه در شرع انور حرمت و وجوب اولي به عنوان ثانوي تا بقاء عنوان مي تواند مرتفع شود نبايد ترديد كرد.» همانگونه كه ملاحظه مي شود در اين جوابيه، نه فقط دست دادن آقاي خاتمي با زنان ايتاليايي نفي نگرديده بلكه بر انجام آن تاكيد نيز شده است. ولي تهيه كننده جوابيه اين اقدام خلاف شرع و اخلاق را از مصاديق حكم ثانويه دانسته و معتقد است كه ايشان از روي اضطرار- حكم ثانويه- اقدام به مصافحه با زنان و دختران ايتاليايي كرده است! در ادامه اين جوابيه چند سطري، با نوعي زرنگي- بخوانيد زرنگي ناشيانه- جمله «تكذيب مي شود» آمده است ولي معلوم نيست كه دفتر آقاي خاتمي چه چيزي را تكذيب كرده است؟ مصافحه با زنان را يا انتشار خبر آن را؟! اكنون بايد پرسيد كه اگر آقاي خاتمي با زنان و دختران ايتاليايي مصافحه نكرده است، اشاره به «حكم ثانويه» در جوابيه دفتر ايشان براي چيست؟! آيا غير از اين است كه انجام عمل خلاف از سوي آقاي خاتمي را تاكيد كرده اند و در توجيه آن به حكم ثانويه متوسل شده اند؟!
2- آقاي صادق خرازي نيز كه در آن سفر همراه آقاي خاتمي بوده است در واكنش به انتشار فيلم ياد شده و به حمايت از آقاي خاتمي توضيحاتي داده بود كه در آن- بي آن كه خود بخواهد و يا متوجه باشد- اقدام خلاف آقاي خاتمي را تاييد كرده بود. آقاي صادق خرازي گفته بود «استقبال از آقاي خاتمي در سفرهاي خارجي و نيز مراسم سخنراني هاي ايشان به حدي است كه گاه كنترل اوضاع از دست ايشان و اطرافيان خارج مي شود... اين در حالي است كه اصولا آقاي خاتمي به علت ازدحام جمعيت متوجه برخي تماس ها نمي شوند»!
همانگونه كه ملاحظه مي كنيد آقاي صادق خرازي هم دست دادن آقاي خاتمي با زنان و دختران ايتاليايي را نفي نمي كند بلكه آن را ناشي از «ازدحام جمعيت»! دانسته و مي گويد «اصولا آقاي خاتمي به علت ازدحام جمعيت متوجه برخي تماس ها نمي شوند»! يعني مصافحه انجام شده ولي تقصير آقاي خاتمي نبوده و ايشان متوجه «برخي تماس ها» نشده اند! البته در فيلم 5/6 دقيقه اي كمترين نشانه اي از ازدحام جمعيت ديده نمي شود و آقاي خاتمي در كمال آرامش و با فرصت و حوصله كافي به سراغ زنان ايتاليايي رفته و با آنان كه به صف ايستاده اند دست مي دهد.
بنابراين به گفته صريح صادق خرازي كه شاهد ماجرا بوده است، مصافحه آقاي خاتمي با زنان انجام پذيرفته و به استناد فيلم موجود، ادعاي ايشان درباره ازدحام جمعيت نيز دروغ محض است.
3- بعد از انتشار فيلم و اعتراض هاي گسترده مردم، روزنامه هم ميهن در شماره 27/3/86 خود طي يادداشتي به قلم يكي از روحانيون- از روحانيان وابسته به حلقه كيان- كوشيده بود مصافحه آقاي خاتمي با زنان نامحرم را براي «حفظ آبروي اسلام»! ضروري قلمداد كند. روزنامه هم ميهن در اين يادداشت آورده بود «مسئله حرمت دست دادن با زنان در كشوري كه جزو عرف و عادات آن كشور به حساب مي آيد مورد اتفاق فقها نيست...اگر اجماع فقها چنين كاري را به عنوان اولي حرام بدانند ولي براساس مباني فقه شيعه، گاهي ترك چنين كاري- يعني دست ندادن با زنان نامحرم- كه به توهين به طرف مقابل يا وهن به دين منجر مي شود دچار اشكال است»!همين روزنامه تاكيد كرده بود كه دست دادن آقاي خاتمي با زنان نامحرم مصداق «حكم ثانويه» و انجام آن ضروري بوده است!... و نمونه هاي ديگري از اين نوع اظهارات و نوشته ها كه شرح آن به درازا مي كشد.
4- همانگونه كه ملاحظه كرديد طي دو هفته گذشته، دفتر آقاي خاتمي، روزنامه هاي وابسته به جناح مدعي اصلاحات و اطرافيان ايشان، دست دادن آقاي خاتمي با زنان و دختران ايتاليايي را نفي نمي كردند، بلكه آن را از مصاديق «حكم ثانويه»! دانسته و سعي در توجيه فقهي اين اقدام خلاف شرع و اخلاق داشتند ولي بعد از آن كه اين توجيهات مسخره نتوانست زشتي اقدام آقاي خاتمي را از افكار عمومي پاك كند، ناگهان با يك چرخش 180 درجه اي، اصل ماجرا را تكذيب كردند و با اين اقدام ناشيانه خود جاي كمترين ترديدي باقي نگذاشتند كه متاسفانه آن عمل ناشايست از آقاي خاتمي سر زده است.
آقاي خاتمي و اطرافيان وي اين سؤال منطقي را بي پاسخ گذاشته اند كه اگر ايشان با زنان مصافحه نكرده است چرا طي دو هفته گذشته آنهمه اصرار مي كرديد و زمين و زمان را به هم مي دوختيد تا ثابت كنيد دست دادن آقاي خاتمي با زنان و دختران ايتاليايي مصداق «حكم ثانويه» است و از نظر شرعي اشكالي نداشته است؟ و اگر ايشان با زنان نامحرم مصافحه كرده است، چرا اكنون به فكر تكذيب آن افتاده ايد؟!
5- نكته حيرت انگيز ديگر آن كه مدعيان اصلاحات در بازي جديد خود به جاي ابراز ندامت، برخوردي طلبكارانه هم دارند! و طوري سخن گفته و مي نويسند كه انگار فيلم مزبور را اصولگرايان تهيه كرده اند. اين در حالي است كه فيلم مورد اشاره را شخصي به نام «اورما» از اهالي شهر اودين
UDINE ايتاليا از مراسم مصافحه آقاي خاتمي تهيه كرده است و بسياري از دلسوزان اسلام و انقلاب آرزو مي كردند كه ماجرا صحت نداشته باشد ولي متاسفانه «خود غلط بود آنچه مي پنداشتند».
گفتني است كه در اواخر دهه 70 عكس هايي از آقاي خاتمي در كنار ميز شراب همراه اطلاعيه اي با امضاي «جمعي از اعضاي انجمن اسلامي برادفورد انگلستان» توزيع شد كه نگارنده بعد از بررسي متن اطلاعيه و عكس هاي منتشر شده، طي يادداشتي با ارائه دلايل و اسناد غيرقابل انكار از جعلي بودن آن خبر داد و انتشار آن شب نامه را انتقام دشمنان از آقاي خاتمي ناميد كه به علت سرو مشروبات الكلي حاضر نشده بود در ضيافت شام رئيس جمهور وقت فرانسه شركت كند. در آن هنگام تمامي مدعيان حمايت از خاتمي به رغم روزنامه هاي فراواني كه در اختيار داشتند- و دارند- مهر سكوت بر زبان و قلم خود زده بودند و شايد بدشان نمي آمد كه آقاي خاتمي آنگونه معرفي شود!
در ماجراي اخير نيز، اگرچه فيلم 5/6 دقيقه اي را روي سايت هاي خارجي ديده بوديم ولي درباره آن سكوت كرديم و بعد از انتشار خبر، تنها به درج يك خبر ويژه اكتفا كرده و ابراز اميدواري كرديم كه ماجرا صحت نداشته باشد ولي دفتر آقاي خاتمي و اطرافيان ايشان با جوابيه هاي خود، شعور مردم را دست كم گرفته و برخوردي طلبكارانه داشتند و چاره اي جز افشاي واقعيت ماجرا باقي نگذاشتند.
6- و بالاخره، تلاش اوليه آقايان براي توجيه فقهي! دست دادن با زنان و دختران نامحرم و چرخش بعدي آنها در تكذيب اصل ماجرا، اين احتمال را قوت مي بخشد كه آنان از رد صلاحيت آقاي خاتمي براي نمايندگي مجلس و يا كانديداتوري رياست جمهوري بيم دارند. اگر چنين باشد راهكار منطقي و ساده اي پيش روي است و آن دعوت از چند متخصص و كارشناس متعهد و مورد وثوق براي ارزيابي فيلم 5/6 دقيقه اي و اظهارنظر آنان درباره «مونتاژ» يا «واقعي» بودن آن است. اين بررسي ضمن آن كه راه را بر هرگونه سوءاستفاده سياسي و جناحي- از هر طرف كه باشد- سد مي كند، تكليف مردم و مراجع ذيصلاح را نسبت به صلاحيت افرادي كه به اين گونه اقدامات دست زده اند نيز روشن خواهد كرد.
حسين شريعتمداري

+ نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 و ساعت 14:40 |
 

بعد از مشاهده شاهكار آقاي خاتمي در دوم خرداد سال جاري يعني لمس بازوان دختر جوان ايشان در سفر به ايتاليا پا را از اين فراتر نهاده و با ژستي فرنگي مآبانه با خانم‌هاي حاضر در صف يك به يك دست داده و اندكي هم خوش و بش مي‌فرمايند! بعد از پخش شدن فيلم در اينترنت و آگاهي يافتن اكثر كساني كه به اينترنت دسترسي دارند از اين واقعه افراد نزديك به اين شخص دست به توجيه اين عمل زدند بعد از اين ماجرا شخص خاتمي به طور كل منكر قضيه شده و فيلم را مونتاژ مي‌داند! .......

ماجراي تعجب آور دست دادن خاتمي با زنان و دختران ايتاليايي با تکذيب امروز خاتمي در روزنامه کرباسچي ابعاد جديدي به خود گرفت.

 

به گزارش رجانيوز، در حالي که يش از اين صادق خرازي با توجيه اين مساله و دست دادن خاتمي را به دليل از دست دادن کنترل و ازدحام جمعيت ذکر کرده بود، محمد خاتمي اين مساله را به کلي تکذيب کرد!

خاتمي همچنين فيلم منتشر شده را مونتاژ خواند.

 

 

گفتني است، تصویر بردار صحنه دست دادن محمد خاتمي با زنان ايتاليايي که براي اولين باراین تصاویر را او در اينترنت منتشر كرده است، دروبلاگ شخصي خود به تشريح اين ماجرا پرداخت.

اين فرد ايتاليايي كه "اورما" نام دارد در وبلاگ خود نوشته است:
"
من در شهر اودين كه شهري كوچك در شمال شرقي ايتاليا است زندگي مي كنم. از قضا اين مكاني است كه حدود يك ماه پيش به صحنه دست دادن هاي معروف آقاي خاتمي تبديل شد، اما در آن زمان هيچ كسي به اين موضوع توجه نكرد تا زماني كه توجه روزنامه هاي ايران و مطبوعات جهان را به خود جلب كرد.

 

در روز مورد نظر چندين فيلمبردار و عكاس روي آقاي خاتمي زوم كرده بودند. گزارشگران، سياستمداران، اشخاصي گمنام و چهار زن در صف بدرقه آقاي خاتمي حضور داشتند.

 

همه حاضران در محل و حتي خود من كه چند سانتيمتر دورتر از آقاي خاتمي بودم حركات وي را مشاهده كرديم و از اين صحنه ها فيلمبرداري شد.

 

زماني كه ويدئوهاي خود را براي اولين بار تماشا كردم و تصميم گرفتم كه آن را بر روي يوتيوب (سايت اشتراك قطعات ويدئويي) قرار دهم از اين موضوع خبر داشتم كه اين يك نوع ريسك است اما فكر نمي كردم كه واكنش ها تا به اين حد باشد.

 

هم اكنون سخت در تلاشم همه فيلم هايي كه در جريان ديدار خاتمي از ايتاليا و بعد از آن جمع آوري كرده ام در اينترنت قرار دهم.

 

من با افرادي كه فكر مي كنند اين اخبار واقعا صحت دارد هم نظر هستم."

 


همچنين يش از تکذيب رسانه اي خاتمي، برخي برتن کنندگان لباس روحانيت با ارائه نظرياتي از فقها خواسته بودند تا به حليت دست دادن با نامحرمان حکم کنند!

 

در اين باره محمد تقی فاضل میبدی(از مرتبطان باند مهدی هاشمی)در یادداشتی که در روزنامه ی"هم میهن" متعلق به غلامحسین کرباسچی آن را به چاب رساند ،نوشت:جا دارد فقهای شیعه در امثال چنین مسائلی با در نظر داشتن موضوع و حفظ آداب و رسوم مجددا بازنگری کنند!

 

وی با لحنی معترضانه خطاب به فقها افزود:اگر مصافحه با زنان نه از نگاه جنسی که از نگاه آداب و رسوم اجتماعی لحاظ شود چرا باید حرام شود؟!

+ نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 و ساعت 14:38 |
اصل فیلم این عکسها را هم ببینید. http://youtube.com/watch?v=CjE8RJ8g43o

+ نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 و ساعت 14:32 |

خلع لباس

نوشتن مطلب خطاب به مراجع عظام تقليد، جامعه‌ي محترم مدرسين و روحانيت اصيل و وارسته تمام حوزه‌هاي امام صادق عليه‌السلام، گام اول بود، و گام دوم نوشتن اين مقاله خطاب به دادگاه ويژه‌ي روحانيت است. دادگاهي كه براي رسيدگي به جرائم يا اتهامات دارندگان لباس روحاني تاسيس يافته، و دستور تاسيس اين نهاد مقدس از سوي حضرت امام سلام الله عليه صادر شده است. پيش از پرداختن به اصل مطلب، پرسش بنياديني را مطرح مي‌كنم كه: 

آيا به طور كلي و اساسي، مقصود و هدف متعالي آن مرجع و فقيه و رهبر جهان اسلام از تاسيس دادگاه ويژه، "حفظ و حراست از لباس مقدس روحانيت" نبود؟ اگر اين امر تعيين كننده مد نظر حضرتش نبود، و اگر آن امام بزرگ صرفاً محدود كردن رسيدگي به پرونده‌ي تخلفات و جرائم دارندگان لباس روحاني در "دادگاهي ويژه" در نظر داشت، مي‌توان آن حضرت را در دايره‌ي تنگ "صنف‌گرايي" ارزيابي كرد؟

اما بعد، دادگاه ويژه‌ي روحانيت در عمر خود خدمات بي‌شماري به امام صادق عليه‌السلام داشته و حوزه‌هاي جعفري عليه‌السلام را از لوث وجود بسياري از ناپاكان و ناصالحان پاك گردانيده است. اما اينك پرسش آن است كه چرا "پيرامون عمل حرام خاتمي" كه نخستين بار هم نبوده، اين چنين سكوت پيشه كرده است؟

آيا محاكمه‌ي "عبد... نوري" به جرم "ترويج حرام در اخلاق و رفتار و روزنامه‌ي تحت امر او، در راستاي حراست از "شريعت محمدي صلي‌الله عليه و آله و سلم" نبود؟ اين عمل مقدس و به جا، اگر ديگر دارندگان اين لباس را از تئوري‌پردازي و عمل خلاف شرع از طيف اصلاح‌طلبان به طور كامل باز نداشت، اما برگ زريني، در كارنامه دادگاه ويژه روحانيت به يادگار نهاد.

خلع لباس "يوسفي اشكوري"، كه با حضور ننگين خود در كنفرانس برلين، سبب وهن روحانيت شيعه به لحاظ تئوري و عمل گرديد، اقدام به جا و طلايي ديگري از سوي اين نهاد مقدس بود.

حال جامعه‌ي اسلامي و به خصوص مهد تشيع و سراي امام زمان عجل‌الله تعالي فرجه‌الشريف – ايران اسلامي –  مانده است و معضل ويرانگر عمل "محمد خاتمي" در دست دادن با زنان در ايتاليا! يعني انجام يك "خلاف شرع بيّن از سوي اين دارنده لباس روحاني".

مطلب ديگر آن كه اين عمل، پس از ده سال ويرانگري تئوريك و برنامه‌سازي خانمان‌برانداز او برمبناي اصلاح‌طلبي دين‌ستيز و شريعت‌سوز، انجام گرفته است. يعني اگر همان دوران كه او فرياد زد: "اگر دين در مقابل آزادي بايستد در هم خواهد شكست" و با اين نعره دين‌ستيز، اراذل و اوباش را در 18 تير 78 براي براندازي به پرجمداري "مريم شانسي" به خيابان‌ها كشيد، دادگاه ويژه روحانيت وارد عمل مي‌شد، امروز اين فاجعه به انجام نمي‌رسيد.

آيا ترويج اخلاق‌ستيزي شريعت‌سوزانه "عبدالله نوري" در روزنامه‌اش، و حركت ننگين "يوسفي اشكوري" در حضور و سخنان بي‌مبنايش، از اعمال "محمد خاتمي" ننگين‌تر بوده است؟ بي‌گمان چنين نبوده و نيست. بالاتر آن كه اين فرد با منابع نامعلوم و البته هنگفت مالي با دوره‌گردي در جهان غرب، دستگاه معركه‌گيريش را با تفسير و تحليل اسلام امريكايي به نام "نظام اسلامي" به كار مي‌اندازد. بنابراين هم به لحاظ تئوريك كه مبنايي‌تر از فضاحت عمل حرام "محمد خاتمي" است و هم به دليل انجام اين "خلاف شرع بيّن" انتظار مي‌رود دادگاه ويژه نسبت به "خلع لباس" او وارد عمل شود. اين انتظار امت اسلام، ملت ايران و همه‌ي مدافعان روحانيت اصيل و وارسته است.

1386/03/29

+ نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 و ساعت 14:29 |

  ::

 خاتمي، خلع لباس يا تعيين تكليف

مراجع عظام تقليد، جامعه‌ي محترم مدرسين و روحانيت وارسته و بالنده‌ي حوزه‌هاي امام صادق عليه‌السلام!

انتشار فيلم مربوط به "محمد خاتمي" در كشور "ايتاليا"، ميزان پايبندي اين دارنده‌ي لباس روحاني را به "شريعت اسلامي" نمودار كرد. گرچه بر اساس "فيلم پيشين" موردي تقريباً مشابه از سوي فرد مذكور در "ايران" صورت گرفته، اما مسأله‌ي دست دادن با زنان در ايتاليا را نمي‌توان با هيچ عذر و مصلحت‌گرايي، دورانديشي يا نوانديشي، خردگرايي و سياست‌پيشگي ناديده گرفت و يا توجيه نمود.

از وكيلان مجلس، سران احزاب راست و چپ، جناح‌هاي سياسي، و قلم به دستاني كه تنها بر اساس مصلحت خودبينانه و نفع‌طلبي سياسي وارد عمل نمي‌شوند، انتظاري نيست كه در مقابل اين فاجعه، موضعي دينمدارانه و مسؤوليت‌پذيرانه بگيرند.

علماي رباني و پاسداران حقيقي شريعت محمد صلي‌الله عليه و آله و سلم!

آيا در تاريخ شيعه، هرگز نمونه‌ي بارزي از رفتار خلاف شرع، چون عمل "محمد خاتمي" را به خاطر داريد؟ آيا صاحبان ديدگاه‌هاي غرب‌گرايانه و غربزده، و اصلاح‌طلبان دين‌سوز، هرگز جرأت داشته‌اند در "لباس دين" به دين‌سوزي عملي بپردازند؟ آيا قداست روحانيت و طهارت لباس پيامبر صلي‌الله عليه و آله و سلم، هرگز ميدان تركتازي عملي پروتستان‌هاي شريعت‌سوز واقع شده است؟ گرچه پس از "بردار شدن شريعت" در مشروطه‌ي دين‌ستيز، برخي دارندگان لباس روحاني، ستيزه‌گري با مباني اسلام، و احكام شريعت را آشكار نمودند، اما اين افراد ناچار از "خلع لباس" داوطلبانه يا اجباري گرديدند. "كسروي"، "تقي‌زاده" و امثال آن‌ها، شاهد اين مدعا هستند.

در نتيجه، "لباس مقدس روحانيت" از "اباحه‌گران غرب‌پيشه" حداقل در تظاهر به شريعت‌ستيزي، مصون مانده است. بالاتر آنكه، انديشه‌هاي "مفسده‌انگيز" اين افراد همواره از سوي روحانيت حافظ اسلام ناب محمدي صلي‌الله عليه و آله و سلم، با پاسخ‌هاي قاطع و كوبنده مواجه شده‌اند.

بنابراين چگونه امروز كه افرادي چون "محمد خاتمي" با انتصاب به نظام امام زمان عجل‌الله تعالي فرجه‌الشريف، و با داشتن لباس روحاني، به چنين اعمال فاجعه‌باري دست مي‌زنند، مرجعيت عظيم‌الشأن و روحانيت اصيل و وارسته، سكوت پيشه كرده‌اند؟

آيا اين اركان اصلي حفاظت از شريعت، به انتظار "دادگاه ويژه‌ي روحانيت" نشسته‌اند؟ آيا دادگاه ويژه كه "طلاب عزيز امام صادق عليه‌السلام" را به جرم پرسش از رفسنجاني با دستگيري و زندان به نفي بلد و مجازات محكوم مي‌كند، در "مذهب‌ستيزي آشكار و طويل‌المدت اين افراد" چه ميزان مسؤوليتي احساس مي‌نمايد و چه زماني به ميدان مي‌آيد؟

البته انتظار مي‌رود اين نهاد يادگار امام بر اساس مبنا و علت تاسيس خود به زودي وارد عمل شود. اما اين دادگاه اصولاً صلاحيتي عالي‌تر و گسترده‌تر از مرجعيت و جامعه‌ي مدرسين را داراست؟ و نيز آيا وجود دادگاه ويژه‌ي روحانيت از مراجع عظام تقليد، جامعه‌ي محترم مدرسين و روحانيت عظيم‌الشأن در پاسداري از شريعت محمدي صلي الله عليه و آله و سلم و حفظ قداست روحانيت سلب مسؤوليت مي‌كند؟

حافظان مرزهاي دين و شريعت !

اگر روزي كه هاشمي رفسنجاني با تئوري‌پردازي در خطبه‌هاي جمعه، "حجاب قرآني" را به تعديل كشاند، و دخترش را "مجري" آن نمود، و آنگاه كه در فيلم تبليغاتي‌اش، "جلسه‌ي خلاف شرع" تشكيل داد، و امروز با كهولت سن، "فاجعه‌ي ابتذال دانشگاه آزاد"‌ را "رضايت‌بخش" مي‌خواند، و با حضور پي‌در‌پي در ميان اين ابتذال، بر آن "صحه عملي" مي‌گذارد، بزرگواران روحاني، تحمل بيش از بيش نشان نمي‌دادند، قطعاً امروز جامعه‌ي اسلامي ما شاهد "عملكرد فاجعه‌بار" محمد خاتمي نبود.

هم‌چنين اگر حوزه‌هاي علميه، جامعه‌ي محترم مدرسين كه حضرت امام خميني سلام الله عليه، مسؤوليت بزرگي در حراست از روحانيت شيعه را بر عهده آنان گذارد، تحريفات قرآني و مبنايي "هاشمي رفسنجاني" را با اغماض ننگرند، و بدعتگزاري‌هاي خطرناك و آخرالزماني او را با هدف "قدرت‌طلبي آشكار" خوش‌بينانه نپندارند، امروز سفرهاي زنجيره‌اي "خاتمي" به غرب با انگيزه و هدف و منابع مالي نامعلوم، و اعمالي كه گوشه‌اي از آن در فيلم مذكور آشكار شد، انجام نمي‌گيرد.

به راستي چه كسي و چه زماني بايد تكليف اين تعداد از دارندگان لباس روحاني را كه دين و شريعت را بازيچه قرار داده‌اند، روشن كند؟

مكرر مي‌گويم و عاجزانه اعلام مي‌كنم: ملت خداجوي، چشم اميد به حوزه‌هاي علميه و مرجعيت وارسته دارد. اگر امروز اين فجايع پي در پي، با سكوت مواجه شود، و اگر لباس مقدس روحانيت، آماج حملات تئوريك و عملي اين افراد قرار گيرد، فردا بسيار دير خواهد بود. علاوه بر آن، دنباله‌روان اين افراد هم‌چون "كديور" و "شبستري" و ديگر انديشه‌سوزان بي‌فرهنگي كه ارزش نام‌بردن ندارند، گستاخ‌تر خواهند شد.

نسل‌هاي امروز و فردا از "مهد تشيع فاطمي سلام‌الله عليها"، از حوزه‌هاي امام صادق عليه‌السلام، انتظار واكنش دينمدارانه و مسؤولانه دارد.

تعيين تكليف اين افراد، اگر به خلع لباس ختم مي‌شود، و يا راهكار ديگري دارد، امري ضروري و مورد انتظار ملت است. خداوند دين اسلام و مذهب تشيع را از شر ستيزه‌گران سياست‌پيشه و قدرت‌مدارِ در لباس روحانيت، در امان بدارد، و علماء و روحانيت اصيل را مورد عنايت ويژه‌ي حضرت صاحب‌الامر در عمل به مسؤوليت‌ها و وظايفشان قرار دهد. 

+ نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 و ساعت 14:26 |